چگونه از پتانسیل مان برای رسیدن به هدف استفاده کنیم؟

به گزارش بهترین نوا، چگونه از پتانسیل مان برای رسیدن به هدف استفاده کنیم؟ حتما تا به امروز با این مساله روبرو شده اید که احساس کنید پتانسیل لازم برای انجام کارهای مختلف را دارید، اما از آن بهره نمی برید! از تمام پتانسیلی که برای تحقق رویاهایتان نیاز است، اطلاع دارید و می دانید برای رسیدن به آرمان هایتان چه کارهایی باید انجام دهید، اما هیچ حرکتی نمی کنید و خود را از حرکت در این راستا بازمی دارید. شاید موانعی وجود دارد که باعث می شود از تمام پتانسیل هایتان استفاده نکنید و در بهبود کیفیت زندگی تان بازبمانید.

چگونه از پتانسیل مان برای رسیدن به هدف استفاده کنیم؟

بهترین نوا| با اینکه ممکن است هیچ حرکت رو به جلویی نداشته باشید، اما نیرویی در اعماق وجودتان هست که احساس نیاز به تغییر را در شما زنده نگه می دارد. همان نیرویی که شما را مجاب می کند کیفیت زندگی خود را بهبود دهید و وارد مرحله جدیدی شوید. در این مرحله جدید، خصوصیات و ویژگی هایی خواهید داشت که توانایی دست یابی به اهداف تان را در شما بوجود می آورد و قادر خواهید بود از تمام پتانسیل تان استفاده کنید.

به گزارش بهترین نوا، شاید فکر کنید نحوه استفاده از تمام پتانسیل ها کار چندان پیچیده ای نیست و می توان با کار زیاد و تلاش مداوم به تمام اهداف دست یافت، اما باید بدانید این رویکرد به نتیجه نمی رسد و باید دقیقا بدانید چطور از تمام پتانسیل تان برای رسیدن اهداف استفاده کنید.

برای استفاده از تمامی پتانسیل ها، عوامل زیادی وجود دارد که باید به آن توجه ویژه داشته باشیم و کیفیت فعالیت هایی را که به منظور دست یابی به اهداف انجام می گیرد، به حداکثر برسانیم. برای یافتن این عوامل، قبل از هر کاری باید ارزیابی مختصری از خود داشته باشیم. در ادامه مقاله قصد داریم با کلید دست یابی به این عوامل مهم اشاره کنیم.

در نگاه اول، احتمالا چگونگی استفاده از تمامی پتانسیل ها از لحاظ تئوری چندان پیچیده به نظر نمی رسد؛ شاید به این مسئله فکر کنید که کار زیاد و تلاش مداوم برای دستیابی به این هدف مهم کافی باشد، اما نباید فراموش کرد که این رویکرد، تنها تکه ای مهم و بزرگ از پازلی است که قصد تکمیل کردن آن را داریم. برای تکمیل پازل و رسیدن به تصویر کلی، تکه ها و عوامل کلیدی دیگری هم هستند که ما باید آن ها را پیدا کنیم و مد نظر قرار بدهیم و با استفاده از آن ها، کیفیت فعالیت هایی را که به منظور دست یابی به اهداف انجام می گیرند، به حداکثر برسانیم. برای یافتن این تکه ها و عوامل کلیدی، پیش از هر چیز باید ارزیابی مختصری از خود داشته باشیم.

استفاده از تمام پتانسیل ها اساسا به این معناست که در هر شرایط و موقعیتی سعی کنیم نتیجهٔ بهتری از فعالیت هایمان به دست بیاوریم؛ به این معنا که در زمان کمتر، فعالیت بیشتری انجام دهیم و در نتیجه آن، به نتایج بهتری دست پیدا کنیم. همه چیز به نتایج مربوط می گردد، اما برای رسیدن به نتایج بهتر، پیش از هر چیز، باید تغییراتی در خودمان پدید بیاوریم و تغییر کردن مستلزم بهبود توانایی ها و مهارت ها و ارتقای آن هاست. اما دقیقا چگونه می توان این کار را انجام داد؟

به طور کلی اول باید تعیین کنید کجا قرار دارید و جایگاه فعلی تان کجاست. پس از آن هدف و جایگاهی که قصد رسیدن به آن را دارید تعیین می کنید و در نهایت، برنامه ای طرح ریزی می کنید که برای رسیدن به هدف تان بر اساس آن عمل خواهید کرد. این هدف بسته به موقعیت و زندگی شخصی شما هر چیزی می تواند باشد: ممکن است شایستگی و توانایی دریافت ترفیع شغلی را در خود ببینید و به دنبال دستیابی به آن باشید؛ یا ممکن است احساس کنید این پتانسیل در کسب وکارتان وجود دارد که آن را به سطح تازه ای از سودآوری ارتقا دهید. فارغ از آنکه هدف تان چه باشد، زمان آن فرا رسیده است که با خودتان صادق باشید و تلاش کنید برنامهٔ حرکت در راستای را طرح ریزی کنید، که با گام برداشتن در آن بتوانید به نتایج بهتری دست پیدا کنید. بهتر است این کار را با پرسیدن سؤال های زیر از خودتان آغاز کنید:

  • در حال حاضر در زندگی خود کجا قرار گرفته ام؟ به چه اهدافی می خواهم دست پیدا کنم؟
  • نسبت به جایگاه کنونی ام چه احساسی دارم و تا به اینجا به چه چیزهایی دست پیدا کرده ام؟
  • سطح کیفیِ تلاش ها و فعالیت های روزانهٔ من چیست؟
  • از پس انجام چه کاری به خوبی برمی آیم؟ به کجا باید برسم که احساس خوشحالی، رضایت و پیروزیت داشته باشم؟
  • در حال حاضر کجا در حال تقلا کردن هستم؟
  • چه هدفی دارم که برای دستیابی به آن تقلا کرده باشم؟
  • جایی هست که احساس کنم پتانسیل و توانایی بیشتری برای پیشرفت داشته باشم؟ دقیقا در کدام حوزه ها؟
  • چرا این احساس را دارم؟ چه شد که تا به امروز نتوانستم در این حوزه ها پیشرفت کنم؟
  • چگونه می توانم با استفاده از پتانسیل هایم به نتایج و بازده بهتری دست پیدا کنم؟
  • چگونه می توانم از پیروزیت ها و شکست های گذشته درس بگیرم و از این تجربه برای داشتن آینده ای بهتر استفاده کنم؟
  • بالا بردن استانداردهای شخصی چگونه به من در دستیابی سریع تر به اهداف دلخواه کمک خواهد کرد؟

برای به حداکثر رساندن پتانسیل کامل، باید توانایی ها و مهارت های خود را ارتقا دهید. این ارتقا زمانی میسر می گردد که مسئولیت بالا بردن استاندارد های شخصی تان را بپذیرید.

هر چیزی که تا به امروز در زندگی به دست آورده اید، به خاطر استاندارد های شخصی ای بوده است که برای خود در نظر گرفته اید. اگر در موقعیت های مختلف، استاندارد های سطح پایینی برای خود داشته بوده باشید، آنگاه دستیابی به نتایج نه چندان مطلوب، جای تعجبی نخواهد داشت.

با رساندن استاندارد های شخصی به سطوح بالاتر، این توانایی را خواهید داشت که عملکرد خود را هم به سطوح بالاتری برسانید. زمانی که استاندارد های خود را بالاتر می برید، دیگر اهداف حد وسط شما را راضی نخواهد کرد. به جای این اهداف، اهداف جاه طلبانه تری برای خود در نظر می گیرید و فعالیت هایی را دنبال می کنید که با نتایج بهتری همراه باشند.

البته همیشه دستیابی به این استاندارد های بالاتر ممکن نیست، اما همین تلاش کردن برای رسیدن به آن ها، در مقایسه با هدف قرار دادن استاندارد های متوسط، شما را به هدف نهایی بسیار نزدیک تر می کند.

بالا بردن استاندارد های شخصی قدم اولی است که باید برای تحقق هدف نهایی برداشته گردد. برای آنکه بتوانیم از تمام پتانسیل هایمان استفاده کنیم، عوامل دیگری هم هستند که حائز اهمیت اند و باید مد نظر قرار بگیرند.

به دو چیز نیاز دارید که کار خود در این زمینه را آغاز کنید: چشم انداز شخصی و شرح وظایف. در ادامهٔ راستای که برای دستیابی به هدف پیش رو خواهید داشت، می توانید از این دو، به عنوان راهنما و دستورالعمل استفاده کنید. تنها این نکته را به خاطر داشته باشید که چشم انداز و وظایف تان باید متناسب با توانایی هایتان باشد.

هر کاری که انجام می دهید، باید در تناسب با توانایی هایتان باشد. البته این مسئله به این معنا نیست که نقاط ضعف خود را به کلی فراموش کنید؛ برای برطرف کردن و بهبود آن ها هم می توانید تلاش کنید، اما در نهایت این توانایی ها یا نقاط قوت شما هستند که امکان حرکت رو به جلو و پیشرفت را فراهم می کنند.

گام دوم به رسمیت شناختن این وظیفه است که همیشه باید به دنبال پیشرفت بود و بهتر و بهتر شد. به عبارت دیگر، باید به این مسئله واقف شد که انسان در تمامی طول عمر خود باید سعی کند چیز های تازه یاد بگیرد. سعی کنید هر چیزی را که فکر می کنید برای دستیابی به اهداف بهتر کمک تان خواهد کرد، بیاموزید.

در گام سوم باید سعی کنید روحیه ای رقابتی در خود به وجود بیاورید. هر روز باید خود را به چالش بکشید تا امکان حرکت رو به جلو و نزدیک تر شدن به اهداف میسر گردد. اگر خودتان را به چالش نکشید، پیشرفت نخواهید کرد و اگر پیشرفت نکنید، عملا امکان تغییر کردن هم وجود نخواهد داشت. اگر شما تغییر نکنید، نمی توانید انتظار تغییر اوضاع و شرایط را داشته باشید. به این شکل شرایط شما همانند قبل باقی خواهد ماند و باز هم خود را از استفاده از تمام پتانسیل هایتان بازخواهید داشت.

نکتهٔ دیگری که برای استفادهٔ حداکثری از پتانسیل ها باید مد نظر داشته باشید، استقبال از انتقاد ها و بازخوردهاست. می توانید از این بازخورد ها برای بهبود شرایط کمک بگیرید. بهتر است سختگیرترین منتقدتان خود شما باشد.

برای آنکه بتوانید خود را در حد استاندارد های سطح بالایی که برای خود در نظر گرفته اید، نگه دارید، باید نسبت به خودتان سختگیر باشید. افرادی که در زندگی به پیروزیت های چشمگیر دست پیدا می کنند، همیشه مسئولیت پذیرند. آن ها به طور مداوم خود را به چالش می کشند تا سخت تر و بهتر کار کنند.

آخرین چیزی که به آن نیاز خواهید داشت، برنامه ریزی برای فعالیت هاست؛ برنامه ای که با استفاده از آن بتوان تمامی فعالیت های یادشده را در قالب یک مجموعهٔ واحد در کنار هم قرار داد. هدف اصلی این برنامه راهنمایی شما به سمت اهداف تان است. البته، به علاوهٔ کارکرد یادشده، می توان از برنامه ریزی به عنوان کاتالیزگری برای گسترده کردن مهارت ها، افزایش موقعیت ها و کسب تجربه های ارزشمند هم استفاده کرد (کاتالیزگر به ماده ای گفته می گردد که سرعت واکنش شیمیایی را افزایش می دهد).

با این تفاسیر، می توان گفت: برنامه ریزیِ شما نقش پلتفرمی را ایفا خواهد کرد که به شما کمک می کند از تمام توانایی خود برای دستیابی به اهداف تان بهره بگیرید.

طی چند بخش آینده مقاله، جزئیات و اطلاعات بیشتری دربارهٔ برخی مطالبی که تا به امروز عنوان شده اند، در اختیارتان قرار خواهیم داد. اگر بخواهیم دقیق تر عنوان کنیم، موضوعات زیر را در ادامهٔ مقاله بررسی خواهیم کرد:

  • پرورش ذهنیتی با ریسک پذیری بالا؛
  • داشتن محرک فیزیکی برای ایجاد انگیزه؛
  • به چالش کشیدن خود با داشتن روحیهٔ رقابتی؛
  • داشتن چشم اندازی متقاعدکننده که مشوق حرکت رو به جلو باشد؛
  • مسئولیت پذیر بودن با استفاده از رویکرد خودانتقادی؛
  • داشتن آرزوهای بزرگ؛
  • پیدا کردن اعتماد به نفس لازم برای گذر از سد موانع؛
  • کسب مهارت های مرتبط با مدیریت به منظور کسب پیروزیت بیشتر؛
  • داشتن برنامهٔ تندرستی مناسب به منظور تقویت انرژی.

هرکدام از نه موضوع یادشده در تحقق امکان استقاده از تمامی پتانسیل ها، به نوبهٔ خود نقشی مهم و اساسی دارند و باعث بهبود نتایج حاصل از فعالیت ها می شوند. توانایی و فعالیت های شما تنها در صورتی منجر به دستیابی به بهترین نتیجهٔ دلخواه خواهد شد که با تمام توان در راستا بسط و گسترش موضوعات یادشده به زندگی شخصی خود گام بردارید. البته پیش از آغاز بحث اصلی ذکر این نکته لازم است که در این راستا، هیچ گونه میانبُری وجود ندارد و رسیدن به پیروزیت، تنها با تلاش فراوان امکان پذیر خواهد شد. اما اگر این باور قلبی را دارید که از توانایی لازم برای بهبود و بالا بردن کیفیت زندگی و تغییر شرایط خود برخوردار هستید، در ادامهٔ این مقاله با ما همراه باشید تا شما را با پیش نیاز های تحقق این هدف آشنا کنیم.

پرورش ذهنیتی با ریسک پذیری بالا

یکی از خصوصیاتی که به منظور استفاده از تمام پتانسیل ها باید مد نظر قرار دهید، ریسک پذیری بالاست. در زندگی هیچ چیز قطعی نیست و گاهی اوقات ممکن است نتیجهٔ تصمیم هایی که گرفته ایم، متفاوت از چیزی باشد که انتظارش را داشته ایم.

افراد پیروز به این خاطر به جایگاه کنونی شان رسیده اند که هنگام رسیدن زمان تصمیم گیری های سخت، از زیر بار آن شانه خالی نکرده اند. به علاوه، آن ها در روبرو با تصمیم هایی که فقط احتمال نزدیک تر کردن آن ها به هدف را افزایش می داده است، ریسک ناشی از به نتیجه نرسیدن آن تصمیم ها را می پذیرفته اند.

البته منظور ما از ریسک پذیری، خطر کردن بی مهابا نیست و این دو با یکدیگر متفاوت هستند. اگر افراد پیروز زیادی باشند که با ریسک کردن به جایگاه کنونی شان رسیده باشند، در سوی دیگر هم داستان های بی شماری وجود دارد از کسانی که بی گدار به آب زده اند و دافرایندار خود را از دست داده اند؛ بنابراین می توان گفت: ریسک کردن هم ملاحظات و پیش بینی های مختص به خود را دارد.

پیش از آنکه ریسک انجام کاری را بپذیرید، باید معایب و مزایای احتمالی ناشی از آن را خوب ارزیابی کنید. هدف نهایی شما باید دریافت تصمیمی باشد که کمترین ریسک و بیشترین امکان نتیجه بخشی را داشته باشد. البته رسیدن به چنین تصمیمی کار ساده ای نیست. گاهی اوقات نمی توان راجع به وقایع آینده اظهار نظر کرد و همه چیز نامعلوم به نظر می رسد.

داشتن میزان معقولی از دانش، درک و آگاهی نسبت به شرایط و موقعیت می تواند در تصمیم گیری کمک شایانی به شما کند. به این صورت می توانید از آینده نگری لازم برای اتخاذ تصمیم های حساب شده بهره مند شوید. البته در هر صورت همیشه میزان تعیینی از عدم قطعیت وجود خواهد داشت و این امری ست اجتناب ناپذیر. گاهی اوقات برای آنکه به ادامهٔ راستا رو به پیشرفت خود ادامه دهید، باید تصمیم های سختی بگیرید و البته این مسئله گاهی شجاعت شما را می طلبد و باید در صورت نیاز، رویکرد خود را با تصمیمی که گرفته اید سازگار کنید. از قلم نیاندازید که تنها در صورتی توانایی و فعالیت های شما منجر به دستیابی به بهترین نتایج ممکن خواهد شد که به خارج شدن از منطقهٔ امن تان تمایل نشان دهید و ریسک های لازم برای دستیابی به اهداف تان را بپذیرید.

دیگر نکته ای که برای استفاده از تمام پتانسیل ها اهمیت پیدا می کند، به وجود آوردن محرکی فیزیکی است که با استفاده از آن بتوان به ایجاد انگیزه کمک کرد. محرک فیزیکی در واقع اشتیاق و انرژی ای است که از درون شما سرچشمه می گیرد، هنگام سخت شدن شرایط با استفاده از آن می توان دوام آورد و به ادامهٔ راستا فکر کرد. به علاوه، هنگام انجام فعالیت های تکراری و خسته کنندهٔ روزانه که افراد بسکمک را از ادامه دادن راستا دلسرد می کند، با استفاده از محرک فیزیکی قادر خواهید بود انگیزه و علاقهٔ خود را حفظ کنید.

برای به وجود آوردن محرک فیزیکی مورد نیاز، باید هدفی نهایی برای زندگی خود در نظر بگیرید. منظور از هدف نهایی، هدفی است که از تمامی توانایی های شما و اهداف دیگری که برای خود در نظر گرفته اید، بزرگ تر و مهم تر باشد. در حقیقت باید به گونه ای باشد که زندگی کردن به خاطر آن ارزش پیدا کند.

محرک فیزیکی به ساختاری تعیین هم نیازمند است و باید با برنامه ریزی جامعی برای فعالیت های روزانه، از تداوم اثربخشی آن اطمینان حاصل کرد.

زمانی که این برنامه برای فعالیت ها طرح ریزی می گردد، با قطعیت بیشتری برای دستیابی به اهداف عمل خواهید کرد. به علاوه، احتمال پایبندی به پروژه ها و اهداف در شرایط سخت از سوی شما بیشتر می گردد.

بسکمک از افراد، هنگام روبرو با سختی، کنار می کشند. به همین خاطر است که هیچ گاه امکان استفاده از تمام پتانسیل خود را پیدا نمی کنند. آن ها معمولا به خاطر دلایل بی مورد و نداشتن اعتمادبه نفس کنار می کشند. به عبارت دیگر، آن ها دانش، مهارت ها، منابع، حمایت یا تجربهٔ کافی برای به سرانجام رساندن وظیفه شان را ندارند و این ها دلایلی نیستند که به خاطرشان کار خود را رها کنیم و با گذشت زمان، می توان به هر یک از آن ها که نیاز باشد، دست پیدا کرد.

دیگر ویژگی هایی که سبب تداوم اثربخشی محرک فیزیکی می شوند، جسارت، اعتمادبه نفس و عزم و ارادهٔ کافی، برای رویارویی و روبروه با مسائل هستند. به علاوه به رویکردی با آرامش خاطر هم نیاز است تا در روبرو با موانع یا تأخیر موقتی برخی فعالیت ها، کنترل اوضاع از دست نرود. رویکردی که در آن به تغییر تمایل نشان داده گردد و تغییر، به عنوان تجربه ای مثبت و سودمند شناخته گردد.

ویژگی دیگری که برای استفاده از تمام پتانسیل ها باید مد نظر قرار بگیرد، داشتن روحیه ای رقابتی است. البته منظور ما از روحیهٔ رقابتی این نیست که دائما از دیگران بخواهید با شما دوئل کنند. منظور این است که خودتان را به چالش بکشید تا بتوانید هر روز بهترین عملکرد ممکن را از خود نشان دهید.

هدف تان باید این باشد که در هر کاری که انجام می دهید، به دنبال دستیابی به برترین نتیجه باشید و هر روز به واسطهٔ فعالیت هایتان به پیشرفت هایی پایدار و تصاعدی دست پیدا کنید. با این تفاسیر، رقابت شما با خودتان خواهد بود. به بیان بهتر، با خود دیروزتان رقابت می کنید. می توانید از این معیار (مقایسهٔ فعالیت های امروز با روز گذشته) برای استفاده در استاندارد سنجش کارایی خود استفاده کنید.

برای اینکه از تمام پتانسیل های تان استفاده کنید، باید تلاش کنید تا حتی از بهترین عملکردتان هم عملکرد بهتری داشته باشید. استانداردهایتان را بالا ببرید و سعی کنید فعالیت های خود را بهتر انجام دهید. سعی کنید هر روز با روش هایی هر چند کوچک و جزئی به بهتر شدن نتایج کمک کنید.

نکتهٔ دیگری که برای استفاده از تمام پتانسیل ها باید مد نظر قرار داد، داشتن چشم اندازی متقاعدکننده است که مشوق شما برای حرکت رو به جلو باشد. این چشم انداز اساسا به تعریفی ارتباط پیدا می کند که از پیروزیت در بلندمدت دارید. دربارهٔ تصویری است که شما از خودتان در هفته ها، ماه ها و سال های آینده در ذهن دارید و قصد دارید شبیه به آن شوید. چنین چشم اندازی می تواند مشوق هر روزهٔ شما برای حرکت رو به جلو باشد.

داشتن چشم اندازی متقاعدکننده از آینده به شما کمک می کند تا به موانع و مسائل اجتناب ناپذیری که در طول راستا خود با آن ها روبرو می شوید، خیلی فکر نکنید و به جای آن، تمرکزتان بیشتر بر چشم انداز واحدی باشد که از آینده در ذهن دارید.

البته، چشم انداز شما، منحصر به شخص شما نمی گردد. در واقع باید جایی برای دیگر افراد هم در آن داشته باشید؛ با این رویکرد، هر دو طرف به منافعی خواهید رسید. برای این منظور باید حمایت آن ها را به خود جلب کنید تا در راه دستیابی به اهداف به شما کمک کنند.

استفاده از تمام پتانسیل ها فقط به شخص شما بستگی ندارد. افراد دیگر هم می توانند دانش، مهارت ها، ابزارها، منابع و حمایتی را که برای دستیابی به اهداف تان لازم دارید، در اختیار شما بگذارند و به این شکل، در استفاده از تمام پتانسیل هایتان به شما کمک کنند.

برای استفاده از تمام پتانسیل ها، باید جوابگوی تمامی اقدامات و تصمیم هایتان باشید. به این معنا که مسئولیت کامل کاری را که انجام می دهید و نتیجه ای را که از آن حاصل می گردد، بپذیرید.

رویکرد خودانتقادی یا خودارزیابی صادقانه برای مسئولیت پذیر بودن اهمیتی کلیدی دارد. باید با خودتان صادق باشید و با دقت و جدیت، پیشرفت تان را ارزیابی کنید. تنها به این طریق قادر خواهید بود خود را در موقعیتی قرار دهید که توانایی پدید آوردن تغییراتی را داشته باشید که در نهایت زمینه ساز حرکت رو به جلو و پیشرفت تان می شوند.

خواه ناخواه، در طول راستا خود گاهی به اشتباه خواهید افتاد و گاهی شکست خواهید خورد. چیزی که اهمیت دارد این است که در چنین مواقعی باید از انداختن تقصیرات به گردن دیگران خودداری کنید و به جای آن، مسئولیت همه چیز را به عهده بگیرید، نتایج مثبت و منفی را ارزیابی کنید و در نهایت، از تجربهٔ حاصل شده برای اثربخشی بهتر فعالیت های آینده استفاده کنید.

افراد پیروز اغلب بیشتر از دیگران به خودشان سخت می گیرند و با جدیت بیشتری خود را قضاوت می کنند. آن ها بالاترین استاندارد ها را برای خود در نظر می گیرند و از هر فعالیتی که انجام می دهند، انتظار برترین نتیجه را دارند. به همین خاطر است که در مقایسه با افراد عادی، به اهداف بسیار بیشتری دست پیدا می کنند.

شما نیز تنها در صورتی قادر خواهید بود از تمامی پتانسیل هایتان استفاده کنید که از یادگیری، پیشرفت و سازگار کردن خود با هر تجربهٔ جدید استقبال کنید؛ و البته دستیابی به این هدف تنها با مسئولیت پذیری کامل میسر خواهد شد.

برای استفاده از تمام پتانسیل ها، باید جاه طلب باشید و به شکلی مداوم، به اهداف و آرزوهایتان فکر کنید. این آرزو ها وابسته به چشم اندازی هستند که از آیندهٔ خود دارید و نیز به محرک فیزیکی ای که پیش تر شرحاتی در موردش داده شد. با استفاده از آن ها انرژی لازم برای پیشرفت و انجام فعالیت های روزانه را پیدا می کنید.

جاه طلبی با مفهوم فوریت در زمان هم ارتباط پیدا می کند. افرادی که واقعا جاه طلب هستند، سعی می کنند با فوریت کار کنند. به عبارت دیگر، آن ها اهداف قابل توجهی برای خود در نظر می گیرند که محدودهٔ زمانی تعیینی برای دستیابی به آن تعیین می کنند. این ویژگی زمان مند بودن اهداف، کار دستیابی به آن ها را به مراتب چالش برانگیزتر می کند.

افراد پیروز، در طول راستاشان بار ها اهدافی برای خود در نظر می گیرند که عملا دستیابی به آن ها غیرممکن است. شاید بتوان هدف آن ها را به هدف کسی تشبیه کرد که می خواهد به ستاره ها دست پیدا کند. البته رسیدن به چنین هدفی محتمل نیست و آن ها خود به این مسئله واقف اند. اما زمانی که ستاره ها هدف قرار می گیرند، فعالیت ها و تلاش به قدری زیاد می گردد که حداقل به ماه می توان دست یافت.

فارغ از آنکه اهداف بزرگی برای خود در نظر گرفته باشید یا نه، احساس جاه طلبی به شما در عبور از محدودهٔ آنچه تا پیش از این به نظرتان غیر ممکن می رسید، کمک خواهد کرد.

برای استفاده از تمام پتانسیل ها باید به اعتمادبه نفس لازم برای گذشتن از سد موانع دست پیدا کنید.

اعتمادبه نفس اساسا ماهیت چندان ثابتی ندارد. گاهی اوقات برای دستیابی به آن تقلا می کنیم و در سوی دیگر، گاهی میزان اعتمادبه نفس مان بیش از حدی می گردد که مورد نیاز است. البته برای بیشتر افراد، اعتمادبه نفس به خودشان ارتباط چندانی ندارد و بیشتر وابسته به اتفاقاتی است که در اطراف شان می افتد. وقتی همه چیز خوب پیش می رود و همه در کنار شما هستند، داشتن اعتمادبه نفس آسان خواهد بود، اما زمانی که روال معمول کار ها به هم می خورد و دیگران زبان به انتقاد از شما می گشایند، حفظ اعتمادبه نفس کار آسانی نخواهد بود.

اعتمادبه نفس افراد پیروز همانند افراد عادی بی ثبات نیست و از عزت نفس شان ریشه می گیرد. صرف نظر از اینکه اطراف شان چه اتفاقی رخ بدهد، آن ها مطمئن هستند که از پس انجام کار ها برخواهند آمد، چراکه به عزت نفس بالایی دست پیدا کرده اند. این ویژگی، آن ها را از آسیب های ناشی از موانع زندگی و انتقاد اطرافیان به دور نگه می دارد.

البته افراد پیروز با این اعتمادبه نفس به دنیا نمی آیند و به جای آن، در کنار کسب دانش، تجربه، حمایت، منابع، ابزار ها و تجربهٔ بیشتر برای فائق آمدن بر مسائل، به مرور زمان این ویژگی را در خود تقویت می کنند.

استفاده از تمام پتانسیل ها تا حدود زیادی به میزان اعتمادبه نفس شما بستگی دارد. وقتی اعتمادبه نفس داشته باشید، احتمال پذیرفتن ریسک انجام برخی فعالیت ها و خارج شدن از منطقهٔ امن، به منظور دستیابی به اهداف مطلوب، از سوی شما بیشتر می گردد. اگر اعتمادبه نفس باشد، همه چیز ممکن است و در غیر این صورت، زندگی به تقلایی بی سرانجام تبدیل می گردد.

به منظور استفاده از تمام پتانسیل ها، باید به مهارت های مدیریتی دست پیدا کنید و اقدام به تقویت این مهارت ها کنید.

افراد پیروز در جلب حمایت اطرافیان شان عملکرد خوبی داشته اند و این مسئله، یکی از دلایل اصلی پیروزیت شان است. آن ها با استفاده از مهارت های مدیریتی خود قادر به انجام این کار بوده اند. مدیریت مبحث مهمی است و هر کسی که قصد استفاده از تمام پتانسیل های خود را داشته باشد، باید به خوبی آن را مطالعه و بررسی کند. باید مدام بر روی تقویت این دسته از مهارت ها کار کرد و چگونگی به خدمت دریافت دیگران برای محقق کردن هدفی بخصوص را آموخت.

برای اینکه در مقام یک مدیر، عملکرد خوبی داشته باشید باید:

  • تیمی از افراد برای خود فراهم کنید که نقاط قوت شما را بیشتر کنند و از بابت نقاط ضعف خود بتوانید روی شان حساب کنید؛
  • افراد را به داشتن توانایی فعالیت قاطعانه و ابتکار عمل تشویق کنید؛
  • استانداردهای کارایی دیگر افراد را بالاتر ببرید؛
  • درحالی که دیگران را برای بروز خلاقانهٔ احساسات و شخصیت شان تشویق می کنید، با در اختیار گذاشتن بازخوردهای خود در اختیار آن ها، در انجام فعالیت ها درگیرشان کنید؛
  • به خوبی به صحبت های دیگران گوش بدهید و میان انتقاد و تحسین، تعادلی به وجود بیاورید؛
  • با دیگران همدل و مهربان باشید و در عین حال، نشان بدهید که از عقاید تعیینی پیروی می کنید و صلابت شخصیت خود را حفظ کنید؛
  • تنها به نظارت بر کار دیگران اکتفا نکنید. خودتان هم در پیشبرد فعالیت ها سهمی داشته باشید و سعی کنید از کارکنان تان مدیرانی لایق بسازید.

مدیران بزرگ و لایق به خوبی می دانند که چگونه باید برای دیگران ایجاد انگیزه کنند، چگونه پروژه ها را مدیریت کنند، چگونه به تسهیل فرایند فعالیت ها کمک کنند، چگونه گردش کار تیم خود را در اولویت قرار دهند (گردش کار به مجموعه فعالیت هایی اشاره دارد که برای تکمیل یک وظیفه لازم هستند)، چگونه کنترل بخش های لازم از فعالیت ها را به دیگران بسپارند و مهم تر از همه اینکه چگونه به شکلی مختصر، مفید و کارآمد، با دیگران ارتباط برقرار کنند.

در ادامه، تعدادی سؤال مطرح می شوند که با جواب دادن به آن ها می توانید به این نکته پی ببرید که آیا در مقام یک مدیر، عملکرد خوبی خواهید داشت یا خیر:

  • آیا به دیگران این فرصت را می دهم که دربارهٔ آنچه در ذهن دارند صحبت کنند؟
  • آیا زمانی که به کنندگی از دیگران کاری را انجام می دهم، وفاداری خود به آن ها را حفظ می کنم؟
  • آیا از درگیر کردن خود در سیاست های محل کار دوری می کنم؟
  • آیا برای به وجود آوردن محیطی مثبت تلاش می کنم؟
  • آیا مسئولیت اشتباهاتی را که مرتکب می شوم، می پذیرم؟
  • آیا در انجام فعالیت ها شرکت می کنم و دیگران را هم تشویق به این کار می کنم؟

زمانی که در مقام مدیریت عملکرد خوبی از خود نشان دهید، امکان استفاده از تمامی پتانسیل های خود را خواهید داشت، چراکه در این صورت دیگر تنها به خودتان متکی نیستید و تیمی از افراد در اختیار شما هستند که به شما در تحقق اهداف تان کمک می کنند. باید سعی کنید به گونه ای بر زمان، انرژی، مهارت ها، منابع و دانش افراد تحت اختیار خود تأثیر بگذارید که تا حد امکان فعالیت هایشان در خدمت تحقق هدف شما قرار بگیرد و این مسئله برای استفاده از تمام پتانسیل ها اهمیتی کلیدی دارد.

برای استفاده از تمام پتانسیل ها لازم است انرژی داشته باشید تا فعالیت های روزانه را انجام دهید. زمانی که خسته و کسل باشید، پیدا کردن انگیزهٔ لازم برای دنبال کردن اهداف به مراتب سختتر می گردد. میزان انرژی ما، نقش مهمی بر چگونگی پیشبرد فعالیت ها خواهد داشت.

زمانی که انرژی کافی در اختیار داشته باشیم، بهتر فکر می کنیم، انگیزه و علاقهٔ بیشتری به انجام کار ها نشان می دهیم، تصمیم های بهتری می گیریم و در نهایت، به شکلی کارآمدتر فعالیت می کنیم. در سوی دیگر اما، اگر خسته و کسل باشیم، همه چیز کلافه کننده خواهد بود.

ورزش کردن منظم، خواب کافی و تغذیهٔ مناسب، مهم ترین عوامل تعیین کنندهٔ میزان انرژی در طول روز هستند. بدون بهره داشتن از انرژی جسمانی و ذهنی لازم برای پیشبرد فعالیت ها، امکان استفاده از تمام پتانسیل ها و دستیابی به اهداف میسر نخواهد شد.

تعداد کسانی که در زندگی خود به تمام پتانسیل هایشان دست پیدا کرده باشند و صادقانه این ادعا را مطرح کنند، احتمالا چندان زیاد نخواهد بود. به هر عنوان، شما نیز در هر کجای این راستا که باشید، بهتر است به خاطر داشته باشید که فرایند استفاده از تمام پتانسیل ها، هیچ گاه به سرانجام نمی رسد و همیشه چیز های جدیدی هست که می توانید بدانید، یاد بگیرید و انجام دهید تا به سطح کیفی بهتری در زندگی خود دست پیدا کنید. تمامی این ها به پذیرفتن مسئولیت این نکته برمی گردد که اساسا هیچ سرانجامی بر فرایند یادگیری نمی توان متصور بود و مادام العمر، جریان دارد. باید به یادگیری، پیشرفت و توسعهٔ مهارت ها و توانایی های خود به شیوه های مختلف تمایل نشان دهیم و از آن ها به منظور دستیابی به اهداف و چشم اندازی که در زندگی برای خود تعیین کرده ایم، استفاده کنیم.

تمامی این ها البته بدون کار و تلاش محقق نخواهد شد. باید همیشه هوشیار و در انجام فعالیت هایتان ثابت قدم باشید و تنها در این صورت است که می توانید عملکرد بهتری نسبت به دیروز خود داشته باشید. همه چیز به این برمی گردد که بتوانید این فرایند را حفظ کنید و به مرور زمان مهارت و توانایی بیشتری پیدا کنید و نتایج حاصل از فعالیت هایتان بهتر و بهتر گردد. به علاوه باید دانست که سرانجامی برای رشد و پیشرفت نمی توان متصور بود و باید همیشه به این فرایند پایبند بود. این راستا اصلی ای است که با گام برداشتن در آن، امکان استفاده از تمام پتانسیل های خود را خواهید داشت.

منبع: فرادید

به "چگونه از پتانسیل مان برای رسیدن به هدف استفاده کنیم؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "چگونه از پتانسیل مان برای رسیدن به هدف استفاده کنیم؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید